تبلیغات
اهل بیت(ع) از خود دفاع می کند - حدیث یوم النذار و اثبات ولایت و خلافت مولانا امیرالمومنین علی (ع) / قسمت دوم

حدیث یوم النذار و اثبات ولایت و خلافت مولانا امیرالمومنین علی (ع) / قسمت دوم

سه شنبه 30 مهر 1387  02:10 ب.ظ

از جمله احادیثی که صراحتا خلافت مولانا امیرالمومنین علی (علیه السلام) را ثابت می کند حدیث یوم الانذار است.

از ان جهت اولین روزی که پیامبر(ص) نبوت خود را اعلام کرد ، به صراحت به خلافت علی(عیله السلام) هم اشاره کرد و همزمان با اعلام نبوت خود، ولایت و خلافت مولانا علی (علیه السلام ) را هم مطرح کرد...

حدیث یوم الانذار واضح ترین حدیثی است که به خلافت و جانشینی حضرت علی(علیه السلام) اشاره دارد...

 

                            اسناد حدیث یوم الانذار از کتب علماء و اکابر عامه(= اهل سنت)

 

1-       امام احمد بن حنبل(= پیشوای حنبلی های اهل سنت) در ص 111 و 159 و 333 از جزء اول " مسند"

2-       امام ثعلبی در تفسیر آیه انذار

3-       صدر الائمه موفق بن احمد خوارزمی در " مناقب"

4-       محمد بن جریر طبری در تفسیر آیه و در ص 217 جزء دوم " تاریخ الامم و الملوک" به طرق مختلفه

5-       ابن ابی الحدید معتزلی در ص 263 و 281 جلد سوم " شرح نهج البلاغه" نقلا از (( نقض العثمانیه)) ابو جعفر اسکافی

6-       ابن اثیر جزری در ص 22 جلد دوم " کامل"

7-       حافظ ابو نعیم اصفهانی در " حلیه الاولیاء"

8-       حمیدی در " جمع بین الصحیحین"

9-       بیهقی در " سنن" و " دلایل"

10-   ابوالفداء در  ص 116 جلد اول " تاریخ" خود

11-   امام حلبی در ص 381  جلد اول " سیره الحلبیه"

12-   امام ابو عبدالرحمن نسائی در ص 6 حدیث 65 " خصائص العلویه"

13-    حاکم ابو عبدالله در  132 جلد سوم " مستدرک"

14-   محمد بن یوسف گنجی شافعی در باب 51 " کفایه الطالب فی مناقب علی بن ابیطالب"

و ...

 

                   

                       شرح مختصری از مهمانی قریش در منزل جناب ابوطالب(علیه السلام)

 

تمامی این علماء و فضلای عامه به مختصر کم و زیاد در الفاظ و عبارات نقل نمودند:

 

زمانی که نازل شد آیه 214 سوره ی شعرا: و انذر عشیرتک الاقربین ، رسول اکرم(ص) چهل نفر از اشراف و رجال بزرگ و خویشاوندان خود را از قریش دعوت نمود، در منزل عموی اکرمش، جناب ابوطالب(علیه السلام) و برای انها یک ران گوسفند و قدری نان و صاعی از شیرحاضر نمود. حضرات خندیدند و گفتند: محمد غذای یک نفر از ما را هم اماده نکرده...( چون در میان انها کسانی بودند که یک بچه شتر را به تنهایی می خوردند!!) حضرت فرمودند: کلوا بسم الله...

پس از انکه خوردند و سیر شدند، به یکدیگر می گفتند: هذا ما سحر کم به الرجل( محمد به این غذا شما را سحر نمود). انگاه حضرت برخاست در میان انها و پس از مقدماتی فرمود:

 

یا بنی عبد المطلب ان الله بعثنی بالخلق کافه و الیکم خاصه و انا ادعوکم الی کلمتین خفیفتین علی اللسان و ثقلتین علی المیزان تملکون بهما العرب و العجم و تنقاد لکم بهما الامم و تدخلون بهما الجنه و تنجون بهما من النار شهاده ان لا اله الا لله و انی رسول الله فمن یجبنی الی هذا الامر و یوازرنی الی القیام به یکی اخی و وزیری و وارثی و خلیفتی من بعدی

 

یعنی : ای فرزندان عبد المطلب ! خدای تعالی مرا مبعوث فرمود بر عموم مردمان و به خصوص بر شما و من شما را دعوت می کنم به دو کلمه ای که بر زبان سبک و آسان است و در ترازوی اعمال سنگین  و گران و شما به گفتن این دو کلمه بر عرب و عجم مالک شوید و ایشان شما را منقاد گردند و جمع امم در تحت انقیاد شما در ایند و به این دو کلمه به بهشت روید و از دوزخ نجات یابید و ان دو کلمه گواهی دادن به وحدانیت خدا و رسالت من است.

پس هر کس مرا اجابت کند در این کار و معاونت نماید مرا، او برادر و وزیر و وارث و خلیفه من خواهد بود بعد از من.

و این جمله اخر را سه مرتبه تکرار نمود و در هر سه مرتبه کسی جواب نداد الا حیدر کرار، علی مرتضی(علیه السلام).

علی (علیه السلام) جواب داد : انا انصرک و وزیرک یا نبی الله: من شما را کمک و یاری می نمایم ای پیامبر خدا...

سپس حضرت او را نوید خلافت داد و اب دهان مبارک در دهان او افکند و فرمود: ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم: این علی برادر و وصی و خلیفه من است در میان شما.

 

و در بعضی دیگر از کتاب ها خطاب به خود علی (علیه السلام) نموده و فرمود: انت وصیی و خلیفتی من بعدی: تو ای علی وصی و خلیفه ی منی بعد از من.

 

                

                اقرار بعضی از دانشمندان و محقیقن غیر مسلمان به این حدیث شریف

 

علاوه بر علمای اسلام از شیعه و سنی،  مورخین یگانه از سایر ملل که تاریخ اسلام نوشته اند ، با نداشتن تعصب مذهبی چه انکه نه سنی بوده اند و نه شیعه ، این مجلس مهمانی را نقل نمودند که از جمله انها مورخ و فیلسوف غرب « توماس کارلل»  انگلیسی بوده که در قرن هیجدهم در اروپا شهرت جهانی داشته. در کتاب مشهور خود که مصری ها به عربی ترجمه نمودند تحت عنوان (( الابطال و عباده المبطوله)) شرح مجلس مهمانی قریش را در منزل جناب ابوطالب (علیه السلام) داده، تا انجا که می نویسد:

 

بعد از خطابه پیغمبر، علی از جا برخاست و ابراز ایمان نمود و ان مقام بزرگ خلافت را نصیب خود گردانید.

 

مسیو پول لهوژور فرانسوی- معلم دارالفنون پاریس- در رساله ی مختصری که در حالات حضرت محمد(ص) نوشته و در سال 1884 در پاریس چاپ شده نیز به همین موضوع اشاره کرده.

 

هاشم نصرانی شامی در (( مقاله فی الاسلام)) از ص 83 تا 86 با تعصب و مخالفتی که با اسلام ومسلمین داشته نیز به همین موضوع و جانشنی و خلافت علی(ع) اشاره کرده است

 

مستر جان دیویت پرت که درود خدا بر روان پاک او باد در ص 20 کتاب ارزشمند و ذی قیمت خود تحت عنوان (( محمد و قرآن)) با فکری روشن و قلبی پاک اقرار نموده بر اینکه : پیامبر در اول نشر رسالت ، علی را برادر و وزیر و وصی و خلیفه خود قرار داد.

 


نوشته شده توسط: خادم الرضا(ع):سید ذوالفقار | آخرین ویرایش:- | نظرات ()