تبلیغات
اهل بیت(ع) از خود دفاع می کند - بحثی کوتاه در مورد خلافت ابوبکر و چند سئوال از اهل سنت

بحثی کوتاه در مورد خلافت ابوبکر و چند سئوال از اهل سنت

سه شنبه 30 مهر 1387  01:48 ب.ظ

در یکی از لینک های این وبلاگ دیدم که نوشته بود (( اشارات پیامبر در مورد خلافت ابوبکر)).

با خود گفتم این چه اشاراتی است که خلافت ابوبکر را صریحا و مستقیما ثابت می کند.

وقتی این لینک را زدم از تعجب شاخ در آوردم. میدانید این دوست خوبم چه نوشته بود که آنرا دلیلی بر خلافت ابوبکر بیان کرده بود ؟

ایشون نوشته بود زمانی که پیامبر در بستر بیماری بودند و در خانه عایشه بستری، پیغمبر (ص) به ابوبکر دستور داد که به نیابت از ایشان به مسجد بروند و نماز جماعت را برگذار بکنند و ...

 

حال بشنوید و ببینید دلایل مرا در پاسخ به این شبهه

 

رد دلیل فوقـ :اگر نماز خواندن كسى با مسلمین دلیل خلافت او باشد باید قبول كرد كه شایسته‏تر از ابو بكر هم وجود داشته و او عتاب بن اسید بود كه هنگام فتح مكه براى خواندن نماز صبح و عشاء و مغرب پیشنماز مسلمین بود در حالیكه براى پیغمبر هم هیچگونه رادع و مانعى وجود نداشت پس كسیكه در مكه یعنى در شریفترین مكانها با وجود خود پیغمبر صلى الله علیه و آله با مسلمین نماز بخواند شایسته‏تر از ابو بكر است كه هنگام ضرورت و بیمارى رسول خدا بمنظور نماز خواندن بمسجد رفته باشد.

از طرفى ابو بكر را پیغمبر نفرستاده بود بلكه موقعى كه بلال اذان گفت حال آنحضرت خوش نبود عایشه بمؤذن گفت كه بپدرم بگو برود با مردم نماز بخواند و چون حال رسول اكرم صلى الله علیه و آله بجا آمد پرسید چه كسى براى نماز خواندن رفته است؟

عایشه گفت چون شما حال نداشتید من بمؤذن گفتم كه ابو بكر با مردم نماز بخواند حضرت براى اینكه مبادا ابو بكر همین نماز خواندن را دستاویز خلافت خود كند با همان حالت بیمارى در حالیكه بعلى( علیه السلام) و فضل بن عباس تكیه داده بود وارد مسجد شد و در اینموقع فقط تكبیر اول نماز گفته شده بود كه رسول خدا وارد محراب گردیده و ابو بكر را پشت سر گذاشت و خود مشغول نماز خواندن شد و باین قسمت اخیر كه پیغمبر از نماز خواندن ابو بكر با جماعت ممانعت فرمود خود اهل تسنن اعتراف دارند چنانكه ابن ابى الحدید در قصائد سبعه خود گوید:

و لا كان معزولا غداة برائة 
و لا عن صلوة ام فیها مؤخرا

یعنى على علیه السلام مثل ابو بكر نه از بردن سوره برائت معزول شد و نه از امامت نماز جماعت كه قصد آنرا كرده بود بر كنار گردید.

نتیجه اینكه ابو بكر را عایشه براى نماز خواندن بمسجد فرستاده بود نه پیغمبرزیرا اگر آنحضرت چنین مأموریتى بابو بكر میداد دنبال او نمیشتافت و با حال بیمارى بمسجد نمیرفت و او را از اینكار بر كنار نمیكرد.

-----------------------------------------------

حال فرض کنیم که ابوبکر نماز را خواند و مسلمین به او اقتدا کردند

ایا واقعا نماز خواندن ابوبکر با امت ، دلیل حق تقدم در امر خلافت است؟

برای اینکه مطلب فوق روشن شود دو مثال می زنیم:

مثال اول:

اگر پادشاهی که ولیعهد ثابت دارد، هر گاه در بسیاری از کارها از قبیل افتتاح مکانها یا استقبال یا شرکت در جشن ها و غیره فردی از بستگان را به عنوان نماینده ی خود بفرستد، آیا پس از مرگ پادشاه آن نماینده می تواند با عده ای طرفدار دعوی نیابت سلطنت نموده و ولیعهد ثابت را از کار بر کنار و خود را سلطان بخواند؟

به دلیل اینکه روزی به نمایندگی پادشاه در فلان امر یا جشن و یا استقبال شرکت نموده و یا در مسافرت چند روزه ای با پادشاده بوده ؟؟!!

قطعا جواب نزد عقلا منفی است

مثال دوم:

اگر فقیه و مجتهدی مریض گردد و فردی از اصحاب خود را به نیابت بفرستد و نماز جماعت را با مردم به جا آورد، ایا پس از وفات آن (( مجتهد)) و (( فقیه))، آن نایب نماز جماعت به استمساک نیابت نماز، می تواند خود را جانشین آن فقیه و مجتهد معرفی نموده و بگوید: مسلمین مجبورند تقلید از من بنمایند و اگر تمرد نمایند از ربقه ی اسلام خارج اند؟؟؟؟

واگر جماعتی مخالفت نمایند و بگویند چون ولیعهد موجود است و این مقامی است که احاطه ی علمی بر ظاهر و باطن شرع و شریعت در آن لازم است، علاوه بر واجب بودن جمیع صفات حمیده و اخلاق پسندیده، فقط به محض چند رکعتی نماز نیابت خواندن یا چند روز در مسافرت رفیق راه مجتهد بودن، ایجاد فقاهت نمی نماید!

آقایان عاقلانه قضاوت کنید!

آیا جانشین فقیه و مجتهد (( علم )) و (( دانش)) و (( احاطه ی استدلالی)) بر احکام و قواعد دین نمی خواهد؟

ایا به محض نیابت نماز جماعت، فقاهت برای یک مسئله هر اندازه هم ادم خوبی باشد ثابت می گردد که مردم وظیفه دار گردند از او تقلید نمایند؟...

همچنین است موضوع نماز خواندن ابوبکر بر امت ( بر فرض ثبوت) دلیل بر اثبات خلافت و امامت بر مسلمین نخواهد بود!

چو آنکه ثبوت خلافت و جانشینی پیغمبر(ص) علاوه بر نص جلی و اشکار، مانند خود پیغمبر، عصمت و اعلمیت و شجاعت و افضلیت من جمیع الجهات می خواهد.

                                         مناظره

حال چند سئوال از اهل سنت؟   آنهایی که واردند جواب بدن...

سئوال اول: شما می گویید ابوبکر جانشین پیامبر بوده و ایشان ابوبکر را به خلافت مسلمین گماشته، خوب ! پس آن عده ی که در سقیفه ی بنی ساعده جمع شدند که خلیفه و جانشین پیامبر (ص) را تعیین کنند ، چه می گویند؟

مگر آنها نمی دانستند ابوبکر خلیفه و جانشین پیامبر است ، پس چرا می خواستند خلیفه نعیین کنند؟

خود ابوبکر در این مکان( سقیفه)  حضور داشت. حال من از شما سئوال می کنم که اگر ابوبکر از طرف پیغمبر منصوب به خلافت مسلمین شده بود پس در سقیفه چه کار می کرد؟

در روزی که عده ای برای تعیین خلافت شورا گرفتند چه کار می کرد؟

مگر ابوبکر خود خلیفه و جانشین پیامبر نبود که برای تعیین خلیفه در ان روز به سقیفه بنی ساعده رفت؟

سئوال دوم:

فرض کنیم پیامبر برای خود خلیفه و جانشین تعیین نکرد و انرا بر عهده ی امت گذاشت و امت با تشکیل شورا خلیفه را تعیین کردند.

حال من از برادران محترم اهل سنت می پرسم این چه شورایی بود که مسلمانان مکه و یمن و نجران و ... در ان حضور نداشتند؟

این چه شورایی بود که صحابه کبار رسول الله مثل سلمان ( رضی الله عنه) ، اباذر( رضی الله عنه)، مقداد(رضی الله عنه) و عمار ( رضی الله عنه) و زبیر  در ان حضور نداشتند؟

این چه شورایی بود که در ان علی ( علیه السلام) و عباس ( علیه السلام) در ان حضور نداشتند؟

وبه قول مولا علی (ع) این چه شورایی بود که مشورت کنندگان در ان غایب بودند؟

سئوال سوم:

همانطور که می دانید مسلمین و خیلی از صحابه ی کبار رسول الله مثل علی (ع) و عباس عموی پیغمبر و سلمان و ... در حال تشییع جنازه رسول الله (ص) بودند که بعضی از افراد در سقیفه جمع شدند برای تعیین خلیفه...

حال من از برادران اهل سنت می پرسم : که چه عجله ای بود برای تعیین خلیفه؟ این افراد از چه می ترسیدند که انقدر با عجله در محلی جمع شدند تا خلیفه را تعیین کنند در حالیکه هنوز بدن مطهر پیغمبر (ص) دفن نشده بود؟

(بعضی از برادران اهل سنت چنین پاسخ می دهند که ممکن بود امت به گمراهی کشیده شوند و تفرقه بین امت حاصل شود به همین دلیل این افراد کار خود را سریع انجام دادند تا مانع دودستگی و تفرقه بین مسلمین گردند!)

ابوعبیده که کارش گورکنی بود نیز در سقیفه حضور داشت.

حال می پرسم : آیا صلاح کار مسلمین را ابوعبیده گورکن بیشتر تشخیص می داد یا سلمان فارسی که یکی از صحابه ی کبار رسول الله بود؟

آیا صلاح کار مسلمین را ابوعبیده جراح بیشتر تشخیص می داد یا علی (ع)؟ ( با انهمه حدیثی که در شان مولا از زبان پیامبر گفته شده بود)

در ثانی اگر اعضای سقیفه چند ساعتی صبر می کردند تا مسلمین و صحابه رسول الله از مراسم تشیییع بر گردند ایا تفرقه و دودستگی بین امت پیش می امد و به پبکره ی اسلام ضربه می خورد؟...

سئوال چهارم:

اگر پیامبر برای خود جانشین تعیین نکرد و انرا به عهده امت و شورا گذاشت، پس چرا ابوبکر برای خود جانشین تعیین کرد وانرا به عهده ی امت نگذاشت؟ مگر ابوبکر که خلیفه ی  پیامبر بود تابع دستورات وسنت پیامبر نبود که مثل پیامبر برای خود جانشین تعیین نکند و ان را به عهده ی امت بگذارد؟!

 

در همینجا این بحث را به پایان می رسانم و از دوستان اهل سنت می خواهم که به سئوالات من پاسخ دهند( اگر می توانند) ممنون.

در پست بعدی وبلاگ احادیثی از پیامبر را که مستقیما و صریحا اثبات خلافت حضرت علی (علیه السلام) را میکند می گذارم و همه ی انها را از کتب معتبر اهل سنت بیان می کنم که جای هیچ شک و تردیدی برای دوستان سنی باقی نماند...

تا بعد / یا حق


نوشته شده توسط: خادم الرضا(ع):سید ذوالفقار | آخرین ویرایش:- | نظرات ()